آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
20
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )
در جنّت قهوهخانه نان و پنير و هندوانه شام صرف شد . ساعتى توقف نموده ، اسب خواستيم كه روانه شويم . چاپار كه همراه بود ، در عقب سورچى فرستاديم ، معلوم شد كه يك نفر سورچى و يك نفر نايب سورچى در آنجا بودند . هر دو مست لا يعقل اوفتاده بودند ، به قسمى كه آنها را از روى زمين بلند مىكردند ، دو مرتبه مىاوفتادند . ما تغيّر كرده ، تشدّد فرموديم كه چرا گارى پست را معطّل مىگذارند ، ثمرى نكرد . چاپار خواست همان سورچى را آورده ، روانه شود ، ما راضى نشديم . ناچار تا صبح توقف كرديم . - نيم ساعت از اذان صبح گذشته - بعد از اداى فريضه - روان شديم . بين راه چند درّهء سخت بود كه گارى به صعوبت گذر مىكرد . يوم شنبه هشتم شعبان - يك ساعت و نيم از دست گذشته ، رسيديم به سيدآباد « 1 » به واسطهء بدى راه و سنگينى گارى ، پياده شديم . جناب مشير به واسطهء جوش و دنبل كه در پشت ايشان بود ، در گارى ماندند ، مابقى پياده آمديم . درّهء سخت ديگرى از طرف شمال بود . پياده از آن گذشتيم بعد رفقا سوار شدند و من تا لاسگرد « 2 » پياده آمدم . - دو ساعت و ربع از دسته گذشته به لاسگرد رسيديم در قهوهخانه فرود آمديم . لاسگرد ده خوبى است ، متعلق به آستانهء مباركه است . و ليكن آب بدى داشت . جناب مشير يكى از دوستانش حاجى عبد العظيم نامى را در قهوهخانه ملاقات فرمودند باوجودى كه مشغول كشيدن وافور بود ، غيرتى نمود ، برخاست ، تعارفى به
--> ( 1 ) . سيّدآباد : دهى است جزء دهستان ابر شيوه و پشت كوه . « لغت نامه » ( 2 ) . لاسجرد [ - لاسگرد ] : دهى است از دهستان سرخه بخش مركزى شهرستان سمنان واقع در 34 كيلومترى جنوب باختر سمنان . « فرهنگ معين »